سالها بود که جهان از نظر ساختار سیاسی وزندگی اجتماعی تغییرات محسوسی به خود ندیده بود هر روزبا پیشرفتهای علمی جدید وعرضه دستاوردهای علمی دانشمند به مردم گویا سر مردم را به زندگی ماشینی وتجملاتی و حتی رفتار های حیوانی کاملا گرم کرده بودند و خود مردم هم بر این باور بودند که دارند به دور از سیاست سیاستمداران روزگار می گذرانند ووظیفه ای هم جز بی تفاوتی نسبت به برنامه های دولت هاو زد و خوردهایی که در گوشه و کنار جهان که از تقابل سیاست آنان به وجود می آید نداشته وندارند گویا سیر و گرسنه خودرا محکوم به این سرنوشت می دیدند اما کم کم این روند حرکت اجتماعی که به یک عادت تبدیل شده بودیک باره دست خوش حوادث ریشه ای و دگرگونی های اساسی گردید وکاملا تغیر مسیر جدیدی به خود گرفت روند دگرگونی ها از آنجا شروع شد که در میان حال خوش صاحبان نظام سرمایه داری طاقت آحاد کثیری از شدت تبعیض های ناروا وبی عدالتی های کمر شکن و گرسنگی های طاقت فرسا سر رفته بود اکنون جهان مثل شناوری است که دردریای طوفان زده گرفتارشده باشد نا خدایان بی لیاقت یا همان سیاستمداران قدرت طلب اگر تا دیروز بی خیال قشرهای جوامع بودند و تنها به بده وبستانهای دنیای سیاست مشغول بودند اما امروز در مرکز ثقل این تحولات قرار گرفته اند ومسیر سیل امواج تحولات تاج وتخت آنان را نشانه گرفته است گویا مردم به پا خواسته از شرق تا غرب واز غرب تا خاور میانه به خوبی به این نقطه مشترک رسیده اند که از دیکتاتور کاخ نشین خوناشام عربی و سیاست مدار سیاست باز و مسند نشینان چسبیده به کرسی قدرت در آلمان و آمریکا اسپانیا یونان و فرانسه و ایتالیا و...در یک کلام در قلب دنیای به اصطلاح متمدن و پیش رفته غرب ودنیای دنباله رو شرق کاری ساخته نیست و به همین خاطر در درجه نخست فعلا چاره را در به پایین کشاندن سران حکومتها یکی پس از دیگری می بینند اما آنچه اکنون در میان همه ملل حتی در میان جوامع مسیجی و سایر ادیان به خوبی احساس می شود نیاز به یک منجی جهت سامان بخشیدن به این دنیای بی صاحب ونابه سامان است اگر امروز بنابر اراده ملت ها به زور ویا با جریان انتخاباتی سیاستمداران یکی یکی از کاخ های قدرت اخراج می شوند یقینا فردا و فرداها با دیدن عملکرد نه چندان متفاوت سران جدید حکومتها با سران قدیمی چاره ای جز تقاضای عمومی برای داشتن یک منجی نخواهند داشت به ویژه این روزهاست که به شدت نیاز به یک منجی احساس می شود و مردم دانسته یا ندانسته در راستای استقبال از منجی عالم بشریت گام برمی دارند .بی اعتمادی به حاکمان در حل مشکلات و افزایش گره های کور لاینحل در لایه های زندگی اجتماعی و به تبع آن بلند شدن صدای اعتراض مردم به شکل ناآرامی ها و اعتراضات و اعلام نفرت و بی اعتمادی به حاکمان وکنار زدن آنها خود ازنیاز جوامع به یک منجی نجات بخش با یک ایدئولوژی موفق حکایت دارد
اکنون بشریت با دیدن برنامه های گوناگون بی حاصل با حاکمان متفاوت باید بدون شک بپذیرد که دیگر کاری از این روش های پوسیده و آزمایش پس داده در اداره جهان بر نمی آید و تنها نوع حاکمیت الهی است که می تواند خوشبختی ابدی را برای همگان به ارمغان آورد واین حاکمیت رهایی بخش که منتهی به سعادت حقیقی است مختص وجود نازنین آخرین ذخیره الهی حضرت مهدی (عج) می باشد.
به امید ظهور منجی بشریت









