تبليغاتX
ولایت،انقلاب،مهدی عجل الله تعالی فرجه

سالها بود که جهان از نظر ساختار سیاسی  وزندگی اجتماعی تغییرات محسوسی به خود ندیده بود هر روزبا پیشرفتهای علمی جدید  وعرضه  دستاوردهای علمی دانشمند به مردم گویا سر مردم را به زندگی ماشینی وتجملاتی و حتی رفتار های حیوانی کاملا گرم  کرده بودند و خود مردم هم بر این باور بودند که دارند به دور از سیاست سیاستمداران روزگار می گذرانند ووظیفه ای هم جز بی تفاوتی نسبت به برنامه های دولت  هاو زد و خوردهایی که در گوشه و کنار جهان که از تقابل سیاست آنان به وجود می آید نداشته وندارند گویا سیر و گرسنه خودرا محکوم به این سرنوشت می دیدند اما کم کم این روند  حرکت اجتماعی که به یک عادت تبدیل شده بودیک باره دست خوش حوادث ریشه ای و دگرگونی های اساسی گردید وکاملا تغیر مسیر جدیدی به خود گرفت روند دگرگونی ها از آنجا شروع شد که در میان  حال خوش  صاحبان نظام سرمایه داری طاقت آحاد کثیری از شدت تبعیض های ناروا وبی عدالتی های کمر شکن و گرسنگی های طاقت فرسا سر رفته بود اکنون  جهان مثل  شناوری است که دردریای طوفان زده  گرفتارشده باشد نا خدایان بی لیاقت یا همان سیاستمداران قدرت طلب اگر تا دیروز بی خیال قشرهای جوامع بودند و تنها به بده وبستانهای دنیای سیاست مشغول بودند اما امروز در مرکز ثقل این تحولات قرار گرفته اند ومسیر سیل امواج تحولات تاج وتخت آنان را نشانه گرفته است گویا مردم به پا خواسته از شرق تا غرب واز غرب تا خاور میانه به خوبی به این نقطه مشترک رسیده اند که از دیکتاتور کاخ نشین خوناشام عربی و سیاست مدار سیاست باز و مسند نشینان چسبیده به  کرسی قدرت در آلمان و آمریکا  اسپانیا یونان و فرانسه و ایتالیا و...در یک کلام در قلب  دنیای به اصطلاح متمدن و پیش رفته  غرب ودنیای دنباله رو شرق کاری ساخته نیست و به همین خاطر در درجه نخست فعلا چاره را در به پایین کشاندن سران حکومتها یکی پس از دیگری می بینند اما آنچه اکنون در میان همه ملل حتی در میان جوامع مسیجی و سایر ادیان به خوبی  احساس می شود نیاز به یک منجی جهت سامان بخشیدن به این دنیای بی صاحب ونابه سامان است اگر امروز بنابر اراده ملت ها به زور ویا با جریان انتخاباتی  سیاستمداران یکی یکی از کاخ های قدرت اخراج می شوند یقینا فردا و فرداها با دیدن عملکرد نه چندان متفاوت سران جدید حکومتها با سران قدیمی چاره ای جز تقاضای عمومی برای داشتن یک منجی نخواهند داشت به ویژه این روزهاست که به شدت نیاز به یک منجی احساس می شود و مردم دانسته یا ندانسته در راستای استقبال از منجی عالم بشریت گام برمی دارند .بی اعتمادی به حاکمان  در حل مشکلات و افزایش گره های کور لاینحل در لایه های زندگی اجتماعی و به تبع آن بلند شدن صدای اعتراض مردم به شکل ناآرامی ها و اعتراضات و اعلام نفرت و بی اعتمادی به حاکمان وکنار زدن آنها خود ازنیاز جوامع به یک منجی نجات بخش با  یک ایدئولوژی موفق حکایت دارد

 اکنون بشریت با دیدن برنامه های گوناگون بی حاصل با حاکمان متفاوت باید بدون شک بپذیرد که دیگر کاری از این روش های پوسیده و آزمایش پس داده در اداره جهان بر نمی آید و تنها نوع حاکمیت الهی است که می تواند خوشبختی ابدی را برای همگان به ارمغان آورد واین حاکمیت رهایی بخش که منتهی به سعادت حقیقی است مختص وجود نازنین آخرین ذخیره الهی حضرت مهدی (عج)  می باشد.

                                         به امید ظهور منجی بشریت

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 و ساعت 0:52 |

مهدی جان  رسم بریده اند که جمعه ها باید چشم به راه تو بدوزم  و گوش به صدای پای تو بسپارم  اما  من ردای انتظاررا از جمعه می ربایم و برتن مادر ایام می پوشانم تا همه روزگارمان چون جمعه تو باشد

هرگز خسته نیستم که از دل سیاهی ایام روشنایی ظهور تورا جستجو کنم ورشته امید را به چراغ نوید آمدنت پیوند دهم

 هیهات که چشم ازتارک افق تو بر دارم و لحظه ای راه تورا از نشان بُرد نگاهم بپوشانم

هر سال با چرخش زمین و زمان با هزاران مرارت  ازمیان تیر سرما و تیغ تیز باد خزان می گذریم تا از دامنه  گلهای ربیع  مژده عطر تورا به سراپرده دل و دیدگانمان برسانیم

قسم یاد می کنم که سرود صبح ظهورت را بر ورق نازک نسیم صبحگاهی با جوهر اشک داغ  شقایق بنگارم و پیغام فتح را به فاتحان دشت شهیدان هدیه نمایم

مگر نه اینکه صحف تقدیر اینگونه رقم خورده که دریای امید وباور رهایی ما از چشمه زلال آیه روشن وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ استُضعِفُوا فِى الاَْرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ  بجوشد

پسر فاطمه  بانگ انا المهدی تو در گوش  ازل زمزمه آواز رقص سماع  ابدی بشریت است

 ای حجت حق اینک می بینید که  بانگ جرس کاروان مهدی چون لالایی عشق لیلی در گوش فرزندان آدم نجوا می کند

 مژده بادا که سحر گاه ظهور تو زمان طلوع نماز طواف چشمان منتظر بر گرد کعبه فرزند فاطمه است

یا مهدی : ما خط  یاری را از جام  "هل من ناصرا ینصرنی"  تا شام "انالمهدی" نگاشته ایم وهمچنان برسرپیمان و پیمانه ایم

+ نوشته شده توسط علی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:47 |
 

ای معلم ! ای انسان ساز ای هم یار و همنشین پیامبران : مگر نه اینکه  زیستن با تو آغاز می شود و تاریخ تولدم از پای درس تو مبنا می گیرد . معترفم  که قافیه شعرزندگیم با شهد زمزمه آواز تو هم آهنگ وهم نوا می شود

 باید بگویم مهر یادآور نام تو  و آفتاب شرمنده  گرمای محبت تو ست ،هرجا تو بودی جهل در بند زنجیر و دانایی مشعوف از تراوش ذهن نابت ای معلم!

نگاه تو فانوسی بود که افق آینده مرا روشنایی بخشید ودشت های تاریک زندگیم را به نور امید منور ساخت

معلم تو قافله سالاری هستی که هیچ کاروانی بی نیاز از رهبری تو نخواهد بود

 برای قدم نهادن در دروازه هر علم ناگزیر نشان دریچه قلب تو را طلب می کنند

هرجا اندیشه ای می درخشد و تفکری می جوشد نام تودر میان است

هرجا مجاهدی بر می خیزد و شمشیری علیه جهل بلند می کند  اسم رمز حمله اش نام بلند توست

هرجا کوه جهلی فرو می ریزد فرهادش تویی، هرگاه رود خانه  فکری جاری است سرچشمه آن تویی ای معلم!

ای معلم! ای آغاز بی پایان ای کرانه بی انتها ای افق  والا ای باران حیات کویر جانها  ،ایمان دارم رویش سبز دوباره اندیشه های خشک  از منظر بارش باران نگاه توست

ای معلم ! هرگز فراموش نخواهم کرد که آموختن از گنج  دانش بی پایان تو  توشه ی  فرا روی من تا انتهای جاده زندگی است

در طوفان جهل  کشتی تو پناهگاه ودر تاریکی وَهم صدای رسای تو سبب بیداریست

کلبه محقر جانم اکنون روشن از شمع فروزان علم توست  تورا سپاس که با عطوفت خویش گل علم و ایمان را در شوره زار وجودم رویاندی

اکنون با ردیگر تورا سپاس می گویم به خاطر تمام بذر بذل وبخشش هایی که در دنیای روح و روانم کاشته اید

                                تورا سپاس و روزت مبارک ای معلم عزیز


                        تقدیم به  معلمانی که  سالهاست هنوز شمع وجودشان روشنایی بخش راه من است

+ نوشته شده توسط علی در شنبه نهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:37 |

ابتداچند پرسش؟؟ چه چیز غرب را بدون هیچ قید و شرطی به پای میز مذاکره با ایران کشاند ؟ چه عاملی باعث شد تا غرب از پافشاری بر خواسته های ناحق خویش صرف نظر کند و در مسیر منطقی مذاکرات گام نهد؟؟چرا غرب تا کنون بدون توجه به ان پی تی بر خلاف آن حرکت می کرد اما اینک با پذیرش این اصل ،در راه به رسمیت شناختن حق ایران در استفاده از انرژی هسته ای که طبق معاده ان پی تی قابل دست یابی است گام بر می دارد؟ چگونه است تنها چند ماه قبل ازآغازمذاکره آمریکا در جهت همسو کردن برخی کشورهای اروپایی برای وارد آوردن فشار بر ایران بود اما اینک از تعامل و ادامه مذاکرات با ایران سخن می گوید؟ آیا باید روی سر عقل آمدن غربیها و به ویژه سران مغرور آمریکا حساب باز کرد؟آیا غرب بنای تعامل دائمی وهمکاری مستمر با ایران اسلامی را دارد؟ آیا آمریکا از دشمنی با ملت ایران دست بر می دارد؟آیا این تغییر لحن ورفتار در مذاکرات را باید نشانه سر آغاز تغییر رفتار اساسی آمریکا و حامیان اروپایش در قبال ایران تلقی کرد؟ آیا این شیوه جدید در پیشبرد فشار بر ایران نخواهد بود؟ آیا شیوه فعلی تا پایان مذاکرات تا منتج به راه حل اساسی و پایان یافتن بهانه های غرب برای دشمنی با ایران ادامه خواهد داشت ؟آیا این سیاستی حیله گرانه برای تغییر نگرش ها در مورد بی منطقی و زورگویی غرب در اذهان عموم نیست تا در ادامه با پیش کشیدن شرط و شروط جدید در قالبی تازه نتیجه مذاکرات را به شکست منتهی نمایند و این گونه وانمود کنند که همانگونه دیده شد غرب آماده گفتگو وحل وفصل بود اما در ادامه ایران کار شکنی نمود؟ این پرسشها ودهها پرسش قابل طرح دیگر همه وهمه نیاز به تفکر و دقت و هوشیاری مسئولین مذاکره کننده ایرانی دارد تا مبادا در دامی شیرین که در راه مذاکرات توسط شیطان بزرگ پهن می شود گرفتار شد. پافشاری بر حق طبیعی و قانونی ملت ایران چون گذشته تنها شرط ادامه مذاکرات است و مقابله و ایستادگی در مقابل هر نوع نقشه ای که موجب سلب حقوق به حق ملت ایران شود خط قرمز ما در روند مذاکرات است اما در ادامه لازم به یاد آوری است که:

 مذاکرات هسته ای غرب با ایران اکنون وارد مرحله  ای متفاوت با روند نزدیک به یک دهه قبل شده است تا پیش از این غرب با تحریک رژیم اشغالگر قدس (( همان رژیمی که خود مجهز به صدها کلاهک هسته ای است و با گستاخی درسایه حمایت های استکبار جهانی حاضر به پیوستن به معاهده منع گسترش سلاح های اتمی نشده است)) نه تنها حاضر به پذیرش ایران هسته ای نبود بلکه خواستار متوقف ساختن غنی سازی و تعطیلی تمام فعالیتهای هسته ای ایران شده بود اما با چرخی قابل توجه در مذاکرات استانبول 2صراحتا بر پذیرش حق ایران در استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای اذعان داشته وبر ان پی تی به عنوان مبنای مذاکرات آتی تاکید می کند با توجه به نتیجه مذاکره و تغییر لحن 1+5 مخصوصا از جانب نماینده آمریکا و اروپاییان حاضر در مذاکره دو احتمال متصور است:

 الف :در آستانه انتخابات آمریکا و نیاز اوباما به آرامش بعد از نا آرامی های چند ماه گذشته و اعتراض سرتاسری، لزوم دور ی از ایجاد جو التهاب مجدد در میان مردم این کشور وتاثیر آن در راه یابی دوباره اوباما به کاخ سفید، تیم مذاکره کننده آمریکا را وادار به عقب نشینی موقت نموده تا از فشار بر دولت کنونی آمریکا کاسته شود و از کوبیدن بیشتر بر طبل وهیاهوی جنگ جلوگیری شود زیرا صدای این جغد بد آواز برای آنها خوش یمن نخواهد بود چون زمامداران آمریکا به خوبی میدانند در طول تاریخ جنگ طلبانه این کشور مردم دریافته اند که در جریان جنگهای متعدد آمریکایان با مردمان دیگر ممالک جز جسد سربازان و اقتصاد بیمار و شکننده چیزی به دستشان نرسیده لذا پافشاری بر کارشکنی های گذشته در روند حل وفصل برنامه هسته ای ایران در موقعیت کنونی برای آنها تنش زا ودرد سر ساز خواهد شد مخصوصا اینکه موجب سوء استفاده جنگ طلبان بویژه صهیونیست ها می شود که یقینا به نفع اوباما و دولت مطبوعش نخواهد بود و تغییر سرنوشت انتخابات ریاست جمهور ی این کشور با این اوضاع به نفع رقیبان چیزی دور از ذهن نخواهد بود! اگر این گونه باشد به طور قطع در چند دوره مذاکره آتی در نهایت دور ناسازگاری و کار شکنی و بهانه تراشی از نو از سر گرفته خواهد شد و با این وجود نباید زیاد به نتیجه مذاکره و حتی چند مذاکره دیگر هم زیاد خوشبین بود! پس به طور خلاصه باید گفت که تغییر رفتار و لحن غرب در رابطه با ایران موقتی وزود گذر خواهد بود و دوباره آب به جوی بهانه گیری ها و کار شکنی ها باز خواهد گشت .

ب: با مواضع بالا دست ایران در قبال رویدادهای داخلی و خارجی بویژه پس از انتخابات و حضور گسترده مردم در پای صندوق های رای و ناکامی وشکست امیدواری های آنان که به کمرنگ بودن حضور مردم ونتیجه انتخابات بسته بودند ، موقعیت مستحکم بین المللی در جریان رویدادهای مهم جهانی از جمله اعلام مواضع صریح رهبری انقلاب در مقابله با رژیم اشغالگر قدس و حمایت از دولت و ملت سوریه در مقابله با توطئه های غربی عربی و با ناکام ماندن نقشه های شوم آنها در جهت تغییر روند جریان انقلاب های منطقه وهمچنین تسریع پیشرفت های علمی کشورمان از قبیل فضا و هوا، پزشکی، هسته ای و نظامی ودر ادامه با نقش آفرینی مثبت ایران و تاثیر گذاری مهم در منطقه و الگو برداری ملتهای اسلامی از انقلاب اسلامی و در هم پیچیدن غول شکست ناپذیری مستکبرین در مقابل مستضعفین و تسلط پابرهنگان بر اشراف گریان کاخ نشین و کنار رفتن نقاب از چهره اسلام آمریکایی در مقابل اسلام ناب محمدی (ص) و همچنین شکست امریکا در عراق و سوریه و به نتیجه نرسیدن اتحاد شوم اعراب با ترکیه به سرکردگی آمریکا در جهت تضعیف جبهه مقاومت و د رادامه با رها ساختن آخرین تیر ترکش امریکا برای فشار آوردن بر ایران با اعمال تحریم های نفتی وبانکی و بی تاثیر بودن همراهی اروپاییان در این زمینه و نتیجه عکس دادن اقدامات خصمانه اروپا علیه خود آنها و گرانی نفت و انرژی و بویژه بنزین و تجدید فشار اقتصادی بر کشورهای اروپایی در حال بحران ،و به دنبال بی اعتنایی ایران ونظام اسلامی به شعار جنگ وحمله نظامی به ایران و موارد فراوان دیگر دلایلی شده تا با به بن بست رسیدن کامل غرب در برابر ایران اکنون از در همکاری و همراهی در آمده اند تا بلکه با نفوذ از این طریق بتوانند راه های مهار ایران را از این جهت هم آزمایش نمایند. درخواست و اصرار تیم مذاکره کننده آمریکا برای گفتگو با تیم ایرانی و همچنین شعار های برخاسته از داخل در جهت مذاکره با آمریکا از دلایل ونشانه های قابل توجه در این راستا می باشد.

خلاصه اینکه هرچند غرب به دنبال راه حل نهایی نخواهد بود اما با توجه به تغییرات فعلی جهان ومنطقه به سود ایران بالاجبار حداقل به دنبال این خواهد بود که با کاهش فشار بر ایران اندکی از بار ناشی از رویا رویی وتقابل با ایران را از روی دوش خود بکاهد.

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 و ساعت 21:58 |

تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نه یک شعار بلکه یک سر خط برای حرکت درجاده  جهاد اقتصادی  و یک سرفصل مهم برای انجام  کارهای بزرگ در این برهه زمانی حساس و سرنوشت ساز است .با درک شرایط حساس پیش رو در عرصه های مختلفی که دشمنان علیه کشور ما به وجود آورده اند حساسیت  و اهمیت نام گذاری این سال از سوی رهبر فرزانه انقلاب بیشتر و بیشتر درک خواهد شد. اکنون که همه استکبار با همه نیروی خویش  پشت به هم داد تا کمر ایران اسللامی را به زعم باطل خویش  خم کند، اکنون که با الگو برداری جهان اسلام  از انقلاب اسلامی ایران  موج بیداری اسلامی تار و پود نظام پوسیده دیکتاتوری و وابسته به  غرب را در منطقه در هم می پیچد ،اکنون که  رژیم ضد بشری اشغالگر قدس هم پیمانانش را در غل و زنجیر ملتها می بییند و بیش از گذشته احساس تنهایی و وحشت می کند قدرت های  زر و زور و تزویر بی کار ننشسته و  به سرکردگی آمریکا و حمایت اروپا و برخی کشورهای  حاشیه خلیج فارس  درجهت سرپوش گذاشتن بر شکستها و دلجویی از اسراییل به فکر وارد آوردن ضربه های کاری  به نظام  مقدس جمهور ی اسلامی به عنوان رستنگاه  بیداری ها وتحولات افتاده اند و چاره و آغاز این کار را هم در تحریم ها و ایجاد تنگناهای اقتصادی  بر علیه کشورمان می دانند. آنان به دنبال بی اثر بودن اهرم  تهدید و ترور با اعمال تحریم ها به این کار روی آورده اند تا شاید با ایجاد نارضایتی در مردم بتوانند علاوه بر تاثیر مستقیم تحریم ها  بر پیشرفت و حرکت روبه رشد  ایران در داخل نیز فشار را بر نظام بیشتر کنند اما غافل از اینکه ملت بین خود ونظام فاصله ای نمی بیند

  هرچند بعید  به نظر می رسد که دشمنان با شناختی که از سابقه 33ساله ملت ایران در برابر مشکلات و مخصوصا  سختی های دوران جنگ دارند امیدی به این سناریوی مرده و تکراری خویش داشته باشند اما باید متوجه باشیم به دلیل درماندگی و عجز مفرط استکبار نا گزیرند برا ی مقابله با پیشرفت و اقتدار نظام اسلامی و ملت نستوه ایران آزمونهای قبلی را چندباره  همچنان تکرار کنند اما با دوراندیشی و احاطه لازمی که رهبرمعظم انقلاب براوضاع داشته و دارند با طرح  مسئله  مهم و راهبردی تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی که د رواقع پاتک مناسب به تک دشمنان زبون است هم شیوه رونق تولید و بازار داخل را و هم نقشه شکست تحریم های دشمنان را ترسیم نمودند. اما این استراتژی مهم و سرنوشت ساز اقتصادی محقق نخواهد شد جز اینکه با همت و عزم ملی و با حمایت همه جانبه  مردم و دولت ومجلس  در راستای تحقق اهداف این امر اساسی و حیاتی  گام های بلند عملی بر داریم و از تکیه بر شعار خالی وهمایش ها و کنگره های بی  اثر بپرهیزیم و نتایج زیر را با هم در "عمل" به  ثمر رسانیم:

1-  رونق صنعت  تولید در داخل

2- ایجاد اشتغال بیشتر

3-  کاهش تورم

4-تامین نیازمندی های کشور در داخل و جلوگیر ی از ورد کالا به کشور

5- رهایی و قطع وابستگی اقتصاد کشور به  صدور نفت

6-توسعه صادرات و دستیابی به بازار های خارجی

7- جلوگیر ی از خروج ارز از کشور

8- خودکفایی و قطع وابستگی ها

9- صرفه جویی ارزی و مصرف منابع حاصل ازاین  صرفه جویی در بخش های دیگر اقتصادی در جهت رشد و توسعه

10-  گام بر داشتن د رجهت شکوفایی اقتصاد کشور

11-  توسعه رفاه اجتماعی

12-  گرفتن ابزار تحریم از دست دشمنان

13-  و درنهایت شکست تحریم ها و خنثی سازی توطئه ها

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 و ساعت 0:25 |
   

ای صخره ها ای کوه ها ای دشت  ها ای خاکِ خاک خورده  جبهه ها اکنون وقت شکستن سد سکوت و زمانه فریاد است باید از نهان خانه  دل از سِر اسرار پرده ها برملا ساخت

                                           

  ای خاک جبهه  ای خرم به خون لاله ها ،ای خاک جبهه  ای خوش بو به عطر گل ها، ببین چگونه از دامن تو افلاکیان بر خاستند وبالاتر از فرشتگان مقرب به ساحل بی کرانه  وصال قرب الی الله دست یافتند

ای خاک جبهه تو اکنون کربلای ایثار و افتخاری  اکنون تو معراجِ سرخ جامگان بهشتی  

ای جبهه برخاک تو بوسه می زنم وپیشانیم را با جای پای شهیدان  صفا می بخشم  می دانم  ذره ذره خاک تو قدمگاه مردان خداست از دامن تو بود که بانگ ارجعی الی ربک بارها به وسیله نفوس مطمئنه لبیک گفته شد

                        

ای خاک  خونین اینک سینه پردردت را بگشای وزخم  دل  را گفتن آغاز کن، بگو که لاله ها چگونه عاشقانه پر پر شدند، بگو  لحظات  وداع سرها با  پیکرها چگونه رقم خورد، ای خاک از سجده مردان خدا بر پهنه صورت خویش تفسیر کن از گریه ها و ناله های مردان شب نشین عاشق حکایت نما

ای خاک خوب خدا سرودن مثنوی شهادت را با حیرتی که از ایثار فرزندان ایران در دل داری مزین نما

اینک زمان زمانه  ذکر است تا دیگران متذکر شوند که تفسیر شجاعت و وفاداری به ولایت ،دفاع از حریت تنها در خاک جبهه با عمل نه با شعار به دست کسانی به رشته تحریر در آمد که اینک یا عند ربهم یرزقونند یا با زخم گلوله های دشمنان روزگار سخت جانبازی را می گذرانند یا سینه ای پراز درد ماندن و سوز بی وفایی ورنج دنیا پرستی را تحمل می کنند

 

                         

 جبهه اگر شراره های  آتش دلم را اکنون با تو فرو ننشانم  "ضعف بدنی و رقتََ جلدی "ما کجا تاب  تحمل شعله های فراق یاران را خواهد داشت؟!

ای دنیا دست بردار از روی سینه ام می خواهم راحت نفس بکشم  ای پرده ها کنار روید می خواهم ببینم ای گوش ها تیز باشید و از دل خاک پندها برگیرید اما :

اینک  ای جبهه نوبت  توست که  بگویید عزیزان من کجایند؟ در کدامین گوشه از دامن سرخ گون تو سر برسجدگاه  ذکر خدا آسوده اند؟ اگر به من آیتی نگشایید آیا سزاوار است  عَلَم درد فراق را تا دم مرگ بردوش بکشم؟! ای خاک لاله خیز ای خرم به خون سرخ آلاله ها ای ذی سعه صدری که از بدر تا احد از صفین تا کربلا و از کربلا تا شلمچه به مأمن دُر و گوهر ناب مفتخری.

 ای وادی مقدس با تو بی وضو وارد شدن محال و بر تو گذر نمودن با نعلین خطاست حریم تو حرمت دارد و حرمت تو از خون شهداست همان خون سرخی که سرخی رگهایمان تا ابد وام دارد فداکاری و از خود گذشتگی اوست

می دانی که هربار زیارت تو در سرنوشت من رقم می خورد گل ها را در دامن تو به جستجو می نشینم باور کنید از تو لب به گفتن و آدرس  منزل بی نشان ملکوتیان را انتظار می کشم

 

                 

اکنون بگو از خون حسینم بر کدام گوشه  دامن تو لاله زار خرم خمینی روییده است؟ بگو از خون میثم و یاسر کدام رود خون بر پیکر تو جاری است ؟ از میان هزاران لاله ی یک رنگ و هزاران رود همرنگ چگونه باید نشانه دوستی را به جستجو نشست ؟

اما :

 ای  شهید گمنام زمان گمنامی  سپری شد و بهار خوشنامی توست اکنون باید روییدن را به رؤیت دیگران رساند و از خون شهیدان  وبرگ زرین آرمان آنان ورق ورق بر اقطار سترگ تاریخ افزود

ای جانباز باید با درد ساخت وبر صورت دشمن تاخت تا حسرت  شنیدن حتی یک آه از درد تو بر دل سیاهش بماند

ای سردار ای یادگار جنگ  یقه پاره کن و سینه چاک بنمای و از سربندت پرده بردار تا ببینند که سربندت اکنون حک است بر قلب تو .....

+ نوشته شده توسط علی در جمعه یازدهم فروردین 1391 و ساعت 2:11 |
                                     


    خواب مرا ببرده ای٬ نقش مرا بشسته ای
   وز همه ام گسسته ای٬ بی تو بسر نمی شود

خدایا  آخرین بیت قصیده بی انتهای ((مهدی عج)) را تنها تو می دانی آن حسن ختام را کی و چگونه می سرایی!

 خدایا  صفای بزم ما خاکیان در برابر نگاه قدسیان در صبحی که آفتاب بهار(( مهدی عج )) طلوع می کند چگونه خواهد بود!

 ای تصنیف سرخ ترانه های انتظار، بلبل بهار ظهور کی ترانه آمدنت را سر خواهد داد

ا ی خورشید منظومه آل یاسین ، کی از نقطه اعتدال بهاری گذر خواهی کرد

خورشید بهار تو کی  طلوع خواهد کرد تا شب شمردن ستارگان پایان یابد                     

ای روزهای خاکستر گرفته این  بهار مال توست ،ما که  فریفته رنگ و رخساره دنیاییم و بهارمان را به فراموشی سپرده ایم!

 

ما که آفتاب را از یاد برده ایم و در انتظار ابر باد می پیماییم  چگونه میتوان در این سرا پرده جام باران را شکست؟

مهدی جان چگونه دست افشانم و پای کوبم درحالی که دستی مرا نمی نوازد ونگاهی مرا نمی خواند باغ دلم را بهاری بهتراز بهشت تو نیست پس ای بهار بهاران بیا که من ایستاده ام  به انتظار تو

یا مهدی ادرکنی

                 مهدی جان بهار من تویی هرموقع حلول نسیم تو وزیدن گرفت بهار را تبریک خواهم گفت

 

+ نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت 23:5 |

سالهاست است که اسراییل به آب و آتش می زند تا شعار لزوم جنگ و تهاجم  نظامی علیه ایران را به بهانه ساخت بمب اتمی تازه نگه دارد و کوشیده است تا قدرتهایی چون آمریکارابرای  ورود به فاز نظامی با ایران تحریک نماید اما اخیرا این شعار توخالی و توهمی رنگ و لعاب تازه ای به خود گرفته است اسراییل در تلاش است تا وانمود کند چنانچه دیگران این کار را نکنند خود به تنهایی عمل خواهد کرد!

بی شک اسراییل و هم پیمانانش بهتر از هر کس دیگر می دانند که عواقب جنگ چیزی نیست که بخواهند آن را نادیده بگیرند اما اگر نمی دانند باید بدانند که اگر  روزی آغاز گر جنگ باشند  هرگزقدرت و اختیاری برای پایان بخشیدن به آن نخواهند داشت اما اینجا  صحبت بر سر این نیست که آیا واقعا اسراییل عملیات نظامی علیه ایران انجام خواهد داد یا خیر بلکه مسئله این است که چرا با سماجت تمام اسراییل علنا از  حمله نظامی به ایران  دم می زند اما غرب و به ویژه اوباما مخالفت می کند؟!

آیا این یک نوع حرکت فریب کارانه  در دایره سیاست بازی های آنها نیست؟

آیا واقعا موضوع  حمله اسراییل به ایران جدی است وهرگز یک بلوف تبلیغاتی با اهداف خاص خویش نمی تواند باشد؟

آیا اوباما واقعا مخالف حمله اسراییل به ایران است و یا در سایه این مخالفت ها قصد عوام فریبی و یا اهداف پنهان دیگری را نخواهد داشت؟

چند احتمال برای این بازی خطرناک باید متصور شد

1- ممکن است آمریکا در پشت پرده اسراییل  رابرای حمله به ایران اجیر وتجهیز کرده باشد اما علی الظاهر با هرگونه حمله نظامی اسراییل به ایران مخالفت می کند زیرا :

- جامعه جهانی وبین المللی به این مسئله رضایت نشان نمی دهد در واقع آنچنان که غربیها خود در مورد اجماع جامع  جهانی علیه ایران مطرح می کنند واقعیت ندارد

  - تخلف ایران در برنامه های هسته ای  برای هیچ نهاد ذی ربطی به اثبات نرسیده تا بهانه ای برا ی حمله وجود داشته باشد و حتی شبکه ها ی اطلاعاتی خود آمریکا بر عدم انحراف بر نامه های هسته ای ایران صحه گذاشته است

- آمریکا از عواقب درگیر ی با ایران هم از نظر بازتاب و عکس العمل جهانی و هم ازنظر واکنش ایران  به شدت واهمه دارد  چون با سابقه ای که از هوش ایرانیان د رمواجه با بحران ها در حافظه خویش دارند هیچ چیز برای آنها قابل پیش بینی نیست، معمای مطرح نشده ای که ممکن نیست پس از طرح  راه حلی برای آن بیابند!

- آمریکا تجربه دروغگویی ها و صحنه سازی های فریبکارانه در حمله به عراق را مایل نیست بار دیگر به خورد جهانیان دهد تا بتواند سناریوی حمله بوش به عراق رابرای ایران تکرار و پیاده نماید و از سوی دیگر به خوبی می داند ایران از لحاظ قدرت نظامی ،سلاح ایمان، وسعت جغرافیایی و پشتوانه  مستحکم مردمی  با هیچ کشور دیگر قابل قیاس نیست

- اینکه مردم آمریکا دیگر تحمل فشار های روانی و اقتصادی ناشی از آغاز یک جنگ آن هم با ایران را تحمل نخواهند کرد چیزی دور از ذهن سران آمریکا نبوده ونیست

-  سران آمریکا با این پرسش روبرو هستند که مگرتجاوز به عراق برای آمریکا  چیزی جز تحمیل هزینه هنگفت و کشتار سربازانشان دستاوردی برای آنها  هم داشته که اینک در جنگ با ایران انتظار دست یابی  مجدد به  آن را داشته باشند؟

- در صورت آشکار بودن دست آمریکا در یک جنگ مستقیم با ایران ممکن است همه منافع آمریکا از سوی دوستان ایران در سراسر جهان در معرض خطر قرار گیرد ودرجنگ  عواقب وخیمی بیش از دستاوردهای  مفید برای آمریکا رقم بخورد

- تحریک احساسات ضد آمریکایی در صورت بروز جنگ ممکن است حتی در خود آمریکا هم قابل کنترل نباشد

-  اوضاع بد اقتصادی و سر در گمی مسئولین امریکا در این روزها اجازه جنگ افروزی  مستقیم را به آنها نخواهد داد

- لذا با توجه به این مسائل ومسائل فراوان دیگر ،آمریکا ترجیح میدهد که حمله به تاسیسات هسته ای ایران توسط کشوری ثالث انجام گیرد  تا شاید در حد ممکن از آتش جنگ  وعواقب آن به دورباشد

2- ممکن است قصد ونیت آغاز یک جنگ از سوی آمریکا واسراییل کاملا منتفی باشد اما شاید جهت داغ نگه داشتن تنور احساسات مقامات غربی ها علیه ایران  و تحت فشار قرار دادن ایران، برای آنها لازم باشد تا مدام دم از جنگ بزنند ویا در واقع با سر دادن شعار جنگ از سوی  اسراییل  و مخالفت صریح و جد ی اوباما با آن حداقل توانسته باشند مسئله جنگ با ایران از سوی اسراییل را جدی نشان دهند تا بتوانند حداقل دستاوردی در مذاکرات و یا خللی درمسیر پرشتاب  برنامه های هسته ای ایران به وجود آورده باشند.

3-احتمال اینکه واقعا اسراییل با توجه به پیشرفتهای سریع ایران و به قول خود آنها در آستانه رسیدن ایران به نقطه مصونیت لازم است حداقل برای کند کردن سرعت پیشرفت ویاحداقل به تاخیر انداختن رسیدن  ایران به  مرحله مصونیت  با یک ریسک بسیار بالا دست به یک حمله محدود  با اهداف تخریبی - تأخیری بزند قابل پی گیری است و ای بسا حاضرباشند هر طور هم  شده عواقب پیش بینی نشده آن را به جان بخرند.  وممکن بودن این امر هم با توجه به ناکارآمد بودن اقدامات غربی ها علیه ایران و بی نتیجه بودن تحریم ها و فشارها وهمچنین حضور ناامید کننده مردم ایران در انتخابات برای آنها، بیشتر است .اما با توجه به شرایطی که برای اوباما و دولتش پیش روست آمریکا را از ورود به یک جنگ جدید آن هم با قدرتی چون ایران بر حذر می دارد

اکنون  این موضوعات چه مانور تبلیغاتی بسان سنوات  گذشته باشند و یا  واقعا به دلیل چیره شدن حالت جنون بر سران رژیم سراییل  مقدمه آغاز یک تجاوز باشد  چیزی نیست که ملت ایران را از مسیری که انتخاب نموده باز دارد ما با اقتدار و قدرت تمام به پیش می رویم و آمادگی پاسخ قاطع به هر تجاوزی  را هم خواهیم داشت

 دشمنان باید بدانند که ما نه نگران  تهدید اسراییل هستیم ونه خرسند از مخالفت اوباما بلکه  به امر رهبر عزیزمان  در هر شرایطی ذره ای از اصول و ارزشهایی که با اعتلای نام ایران گره خورده است عقب نشینی نخواهیم کرد

+ نوشته شده توسط علی در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 و ساعت 12:1 |

 

 ای دشمن خیره سر ما آمدیم ، ...به کوری چشم کور" تو "  ماباز هم آمدیم حتی  پرشور تر و پررنگ تر...

 

 

                                آمدیم تا به" تو" بگوییم ما همیشه هستیم

 

 آمدیم تا به "تو" بگوییم ما با شهیدان بر سر آن عهد و پیمان  هستیم که  بستیم

 آمدیم تا به "تو" بگوییم تحریم کار ساز نیست نه در هدف ما ونه در راه ما

آمدیم تا به "تو" بگوییم تو همچنان دشمن ما هستید و عاقل  هرگزسر سازگاری و همراهی با دشمن خویش را ندارد!

آمدیم تا به " تو"بگوییم خامنه ای خمینی دیگر است بر سرعهد و پیمان با خامنه ای نیز تا آخر ایستاده ایم...

آمدیم تا به "تو" بگوییم خون شهیدان وطن در پای لاله های لاله زار وطن همچنان جاری است ...هم سرخ و روشن و هم پر جنب و جوش ....هرگاه تو حماقت کنی هریک ازما هم صاعقه خواهیم بود وهم پرچمدار سرخ لاله ها....

آمدیم تا به" تو" بگوییم رنگ شقایق همیشه سرخ و ماندنی است هیهات که این رنگ کم رنگ شود هیهات....هیهات ...

آمدیم تا به "تو " بگوییم تهدید وتحریم قدیمی است .. بوی نم کهنگی می دهد.... برو که چاره تو خودکشی است ...

آمدیم تا در گوش تو  فروکنیم که:  جدایی ملت از ولایت رؤیایی بیش برای " تو" نخواهد بود

آمدیم تا به "تو"  بگوییم  ما با خون شهیدان با خدا عهدنامه سرخ میثاق با خمینی و خامنه ای نوشته ایم

                                   اکنون برو پریشان باش که آسودگی ازآن ماست

+ نوشته شده توسط علی در شنبه سیزدهم اسفند 1390 و ساعت 11:47 |

                           

         چمن  به امید باران خوشحال از دلتنگی آسمان بهار است

        

 اما ما سربر زانوی غم  دل شکسته  ومایوس از آسمان تاریک غروب جمعه ها می مانیم و باید همچنان چشم به راه جاده های افق آمدن تو باشیم باید همچنان با دلتنگی غروب جمعه هم نوایی کنیم و گذر جمعه هارا بشماریم

در لحظات به گل نشستن  کشتی خورشید جمعه  زورق امید ما نیز به گل می نشیند

            

  مولا جان مگر پاره های چوبی این  دل تا کی تاب تحمل ضربات سهمگین طوفان را دارد

   تا کی ساحل دل بی چاره  ما جزر را شبنم نگاه تو و مد را مقدمه بارش ظهور تو بخواند

تا کی صحرای سوزان دل ما  باید گرفتار سراب جمعه ها باشد

ای قافله سالار باران، فتیله غیبت را بگذار و آتشکده ظهور را بر افروز

+ نوشته شده توسط علی در جمعه پنجم اسفند 1390 و ساعت 17:54 |